خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا یا دوستت دارم. ...
آیا خدا ما را دوست دارد؟ آیا خدا به ما توجه می کند؟ پس چرا این قدر ناتوانیم؟
خدا همیشه با ماست چه در شادی وچه در غم و ناراحتی. ولی ما چه طور؟ ما فقط زمانی یاد خدا می افتیم که مشکلی داشته باشیم و یا جایی گیر باشیم.
در باره ی این موضوع فکر کنید وبگویید چگونه می توان در هر موقع به فکر خدا بود. نظر خود را حتما بدهید.به بهترین نظر جوایز نفیسی داده خواهد شد.
جواب در 6 تیر ماه...
pooyanبه نام خدا
مثلث برمودا منطقهای است در شمالغربی اقیانوس اطلس، که تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی در آن ناپدید شدهاند.
موقعیت جغرافیایی [ویرایش]
پروفسور رضا پارسا دانشمند ایرانی می گوید مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما مشاهده نمیشود.
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: «یک خط از فلوریدا تا برمودا، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد.»
مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی، در منطقه مثلث، پرواز میکردند که با ارسال پیام های عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی، عدم روئیت خشکی، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته، لکه روغن، آثاری از اجسام شناور، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن، تا این حد حیرتآور تر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایق ها و کشتی هایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.
منطقه وحشت سه محقق ایرانی مهدی م و مجتبی ع و محمد پ در این زمینه تحقیقات شایانی کرده اند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتی های بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتی ها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شدهاست. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدن های بی دلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشدهاست.
مشاهدهها و گزارشها [ویرایش]
- در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاه های مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیام های غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بودهاست برای مثال چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آب ها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، از جمله ی این حوادث است که بدون هیچ دلیلی رخ داده اند.
- این پیامها رفته رفته ضعیف تر و غیرقابل تشخیص تر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح رویت شدهاست. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شدهاست.
- در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان، دوباره شروع بکار کردهاند.
- در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. «خطری همانند یک خنجر هم اکنون... به سرعت میآید... ما نمیتوانیم فرار کنیم...» در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.مثلث برمودا در حقیقت شبیه به یک بیضی است اما به دلیل وجود شکستگی هایی ذر اطرافش آن را مثلث فرض می کنند
علل واقعه [ویرایش]
( یکی از علت های کشف شده که در مدل آزمایشگاهی به اثبات رسیده است در مورد وقوع زلزله و خروج گازهایی از زمین می باشد که در هنگام عبور کشتی ها باعث فرو رفتن کشتی به اعماق آب می گردد ولی در مورد هواپیماهایی که از آن محل عبور کردند و ناپدید شدند خروج همین گاز ها از آب به سمت بالا باعث پایین کشیده شدن هواپیماها به سمت آب می شود که در صورت عدم کنترل هواپیما به داخل آب سقوط می کند ولی در هنگام آزمایش آن این مسئله در صورتی که هواپیما به این محل آشنا بوده و توانایی گرفتن دوباره ارتفاع را در صورت کم شدن ناگهانی آن داشته باشد قابل حل است. همچنین در مورد پیدا نشدن اجساد هواپیماها یا کشتی ها میتوان گفت تعدادی از موارد ناپدید شده در اعماق دریا کشف شده است که نمونه های کشفی با نمونه های غرق شده کاملا تطبیق دارد)
یک دانشمند ژئوفیزیک روسی می گوید: راز مثلث برمودا را کشف کرده است. ولادیلاو بوکرییف معتقد است: راز برمودا طبیعی است, چرا که یکی از شعبه های گرم گلف استریم، با گردش در مسیر عقربه های ساعت در دریای ساکار سوف، با جهش در ساحل فلوریدا به سمت عرض شمالی پیش می رود. برمودا یک گودال بزرگ است. وجود میکرو و ماکرو و گودال هایی در این منطقه، باعث به هم ریختگی جاذبه ای و مغناطیسی می باشند که موجب می شوند دستگاه ها از کار بیفتند و بدن انسان در زیر فشار بسیار سنگین و مرگ آور قرار گیرد. بوکرییف تاکید می کند که گردش آب در مثلث بر مودا، در جهت عقربه های ساعت می باشد و اشیاء را به سوی خود می کشد.
علل فرضی طبیعی [ویرایش]
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی [ویرایش]
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست، ارائه شدهاست. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کایس نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد.
نظریه و توضیحات کوشچه [ویرایش]
لارنس دیوید کوشچه محقق دانشگاه ایالت آریزونا در سال ۱۹۷۵ با انتشار کتابی به نام «اسرار مثلث برمودا برملا شد» اولین نظریه مخالف در این زمینه را منتشر نمود. تحقیقات وی در این کتاب شماری از اطلاعات نادرست و ناسازگار در مقاله بلیتزر را برملا نمود. وی در این کتاب به وجود ناسازگاریهای زیادی در گزارشهای بلیتزر اشاره نمود و گفتههای وی از زبان شاهدان عینی، افراد زنده مانده در حوادث و همچنین تمامی انسانهای درگیر را نادرست و غیرواقعی بیان نمود. وی بیان نمود که بسیاری از اطلاعات مهم در مقاله بلیتزر از قلم افتادهاست و به هیچوجه کاملا بررسی نشدهاست. به عنوان مثال در داستان بلیتزر در مورد مفقود شدن قایق معروفی که قصد داشت دور دنیا حرکت کند و سرنشین آن دونالد کروهرست، بلیتزر به اسرار آمیز بودن این داستان اشاره نمودهاست در حالیکه شواهد روشنی در مورد دلایل مفقود شدن وی در دسترس است و یا همچنین در مورد کشتی حمل ذغال سنگ که بلیتزر آنرا اینطور بیان نمود که کشتی مزبور سه روز پس از ترک بندری در اقیانوس اطلس مفقود شده و دیگر هیچ ردپائی از آن یافت نشد بیان نمود که در گزارشات واقعی کشتی ای با همین نام از بندری در اقیانوس آرام حرکت نمودهاست. همچنین کوشچه معتقد بود که درصد زیادی از حوادثی که بنام اسرار مثلث برمودا یاد شده، کاملا خارج از منطقه مثلث برمودا اتفاق افتادهاست و در اغلب موارد راه اثبات این مدعا بسیار ساده بودهاست. وی با جستجو در مقالات چاپ شده در روزنامههای وقت و همچنین اطلاع از وضع هوای گزارش شده در آن روز توانست وجود مغایرتها در داستانهای بیان شده در مورد اسرار مثلث برمودا را برملا سازد.
نتیجه گیریهای کوشچه [ویرایش]
- شمار کشتیها و هواپیماهای مفقود شده در این گزارشات در مقایسه با شمار کشتیها و هواپیماهای مفقود شده در دیگر مناطق اقیانوس، به هیچ وجه زیادتر نبودهاست.
- طوفانهای استوائی و گرمسیری بسیاری در این مناطق گزارش شدهاست و شمار گمشدگان در این گزارشات با توجه به تعداد این طوفانها نا متناسب، عجیب یا اسرارآمیز نمیباشد مضافا اینکه بلیتزر و نویسندگان دیگر در مقالات خود اشارهای به این واقعیت ننمودهاند.
- اعداد و ارقام بیان شده در این گزارشات و تحقیقات آشفته اغراق آمیز مینماید، کشتیها و قایق هائی مفقود گزارش میگردند درحالیکه آنها بلاخره به بندرها با تاخیر بازگشته بودند و این گزارش نشدهاست.
- برخی از این گزارشات در مورد مفقودین درواقع هیچگاه اتفاق نیافتادهاند. بطور مثال حادثهای، با عنوان سقوط هواپیما گزارش شده که مدعاست هواپیمائی مسافربری، در سال ۱۹۳۷ از بندر دیتونا در فلوریدا در مقابل چشم صدها شاهد عینی پرواز نموده و در مثلث برمودا سقوط نمودهاست درحالیکه در روزنامهها محلی آن زمان هیچ نوشتهای در اثبات این شخصی که ادعا میکرد یافت نمیشود.
[۱] افسانهها و داستانهائی که بعنوان اسرار مثلث برمودا وجود دارد، توسط نویسندگانی منتشر شده که عمدا یا سهوا با داشتن تصورات نادرست، دلایل و مستندات ناقص و یا همچنین با پی روی از احساسات (sensationalism) نادرست سعی در نوشتن آنها نمودهاند و این مقالات جعلی و تصنعی میباشند. منبع:بخش انتهای کتاب، صفحه ۲۷۷
مدلین رسبورتگارف دانشمند و محقق ایتالیایی قرن بیستم نیز در مورد بروز حوادث غیر عادی و خارق العاده در این منظقه پس ازتحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده است که اغلب حوادث یاد شده در این منطقه تنها اغراق امیز نشان دادن برخی حوادث عادی بوده اند .برای مثال کشتی فرانسوی (BHG3566) که در سال ۱۹۷۷ در این منطقه ناپدید شد دو روز بعد در بندر ریجسرا دیده شد و شواهد حاکی از گم شدن این کشتی به مدت کوتاهی میکرد در حالی که هنوز هم برخی نویسندگان از این حادثه با نام کشتی ارواح یاد میکنند و بر این باورند که این کشتی در منطقه مثلث برمودا از بین رفته است و در تسخیر ارواح میباشد.[۲]
pooyan
اگر انسان با خداي خويش رابطۀ عاطفي نداشته باشد، در دنيا و آخرت سقوط ميکند و راه نجاتي نخواهد داشت. رابطۀ عاطفي از طريق انس با قرآن، دعا و توسّل، ميتواند انسان را از افسردگي، ضعف عصب و ساير مشکلات زندگي روزمرّه رهايي بخشد و آدمي را به جايي برساند که وقتي قرآن ميخواند، بيابد که خدا در حال حرف زدن با اوست. وقتي در دل شب استغفار ميکند و دعا ميخواند، بيابد که در حال حرف زدن با خدا است. قرآن، کلام نازل و دعا، کلام صاعد است و هر دو مکالمه و معاشقه با خداوند سبحان است.
نماز، نوعي مکالمه با خداست. در حمد و سوره خدا با انسان و در ساير اذکار، انسان با خدا مکالمه ميکند. و اين مکالمه براي اهل معرفت، معاشقه است. بالاترين لذّت آنان در دل شب، مکالمه و معاشقه با خدا از طريق نماز شب و خواندن قرآن است.
«الرَّكعَتانِ فِي جَوفِ اللَّيلِ اَحَبُّ الَيَّ مِنَ الدُّنيَا وَ مَا فيِهَا»[1]
اولياي الهي به دنيا و آنچه در آن است، پشت پا ميزنند تا بتواند دو رکعت نماز شب بخوانند. در نظر ايشان دنيا هيچ ارزشي ندارد و صرفاً وسيلهاي براي صعود است و لذا به دنيا و ماديّات، هيچگونه تعلّق و دلبستگي ندارند و دل آنان فقط به خداوند متعال وابسته است.
نفس مطمئنّه، در اثر رابطۀ عاطفي با خدا
اهل دل گاهي قرآن مي خوانند، گاهي نماز ميخوانند، گاهي استغفار ميکنند و گاهي نيز با خداي خويش راز و نياز ميکنند و در هر صورت، بالاترين لذّت را از معاشقۀ خويش ميبرند. رابطۀ عاطفي با خدا، نفس مطمئنّه را در وجود انسان متجلّي ميکند:
«أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»[2]
آگاه باشيد، كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند.
کساني که با خدا رابطۀ عاطفي دارند، غم و غصّه و دلهره و اضطراب و نگراني ندارند؛ نه غم گذشته را ميخورند و نه از آينده نگرانند، زيرا خدا را دارند. کسي غم و غصّه و نگراني دارد که خدا را نداشته باشد.
اطمينان دل در پناه خدا
آدميان راه را گم کردهاند و دچار نگراني روي نگراني شدهاند و پناهگاه مطمئنّي در دنيا ندارند. نميفهمند که تنها پناهگاه انسان، خداوند است و ياد او آرامبخش دلهاي نگران و مضطرب است:
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[3]
آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد.
آرامش مطلق و آسودگي پايدار، در پرتو ارتباط با خداي تعالي حاصل ميشود. «ذکر الله» در قرآن، گاهي خواندن قرآن است، همراه با توجه به اينکه خدا با او حرف ميزند و او هم در پاسخ با خداي خويش راز و نياز و درد دل کند. همين مکالمه و گفتگو، غم و غصّه را زايل ميکند و به انسان آرامش ميبخشد. چنين آرامش پايداري از نفس مطمئنّه ناشي ميشود؛ يعني وقتي که خدا بر دل انسان حکومت کند، هنگامي که همۀ اغيار از دل آدمي خارج شوند و تنها خدا در دل باشد، دل انسان جايگاه خداي رحمان ميشود.
«قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَن»[4]
چقدر عالي ميفرمايد:
«لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لَا أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ»[5]
من در اين جهان نميگنجم، امّا دل مؤمن جايگاه من است. وقتي دل انسان جاي خدا شد، خدا بر دل او حکومت پيدا ميکند، در چنين حالتي، مکالمۀ آدمي با خدايي که در دل او جاي دارد، بسيار لذّتبخش است. از اين جهت مکرّراً در پي مکالمه و معاشقه با خداست.
لذّت مناجات با خدا
وقتي انسان به کسي علاقهمند باشد، دوست دارد با او حرف بزند و صداي او را بشنود. مثلاً وقتي کودک خردسال که پدر و مادر بسيار او را دوست دارند، با آنان حرف بزند، چقدر خوشحال ميشوند؟ کساني که محبّت خدا را چشيدهاند و خدا در دل آنان جاي دارد، از مکالمه با خداوند مسرور ميشوند و به يک آرامش پايدار دست مييابند.
اهل بيت«عليهمالسّلام» هنگام مکالمه با خدا و راز و نياز با او، مدهوش ميشدند و توجّه به هيچ چيز و هيچکس نداشتند.
نماز حقيقي و امداد الهي
بسياري از مردم از سر شب تا آخر شب، در حال گفتگوهاي بيفايده و تماشاي فيلمهاي تلويزيون و اتلاف وقت هستند و حتي حال خواندن نماز واجب را نيز در اوّل وقت ندارند، چه رسد به نماز شب. توجّه ندارند که نماز، رابطۀ عاطفي با خداست، بايد با ادب حضور نماز بخوانند، بايد توجّه داشته باشند که با خدا صحبت ميکنند و خدا با آنان حرف ميزند و مراعات خشوع و خضوع نماز را بکنند. امّا يک نماز اجباري، آن هم براي رفع تکليف و براي رهايي از جهنّم ميخوانند.
نماز اهل دل براي رفتن به بهشت و يا نرفتن به جهنّم نيست، بلکه همين نماز براي آنان بهشت است و از آن لذّت ميبرند. «وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنينَ» [6]
و يارىكردن مؤمنان بر ما فرض است.
«وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ»[7]
و مؤمنان را [نيز] چنين نجات مىدهيم.
اين دو آيه مختصر است، امّا يک دنيا معنا دارد. پروردگار عالم آدميان را خيلي دوست دارد. از هفتاد پدر و مادر مهربان، نسبت به بندگان خويش مهربانتر است؛ امّا متأسّفانه اين مهر و محبّت يک طرفه است. علامت اينکه انسانها خدا را دوست ندارند، اين است که گناه ميکنند و نماز واقعي نميخوانند.
pooyan